سید مجتبی نواب صفوی
سید مجتبی میرلوحی (۱۳۰۳ تا ۲۷ دی ۱۳۳۴) معروف به نواب صفوی طلبه و بنیانگذار تشکیلات فدائیان اسلام است که در کشتن حسین علاء و احمد کسروی نقش مستقیم داشت.
زندگی شخصی
او در ۱۳۰۳ در محلهٔ خانیآباد نو و در خانوادهای روحانی به دنیا آمد. پس از درگذشت پدرش زیر نظر عمویش بزرگ شد. نواب نام خانوادگی مادرش بود که خودش آن را برگزید. سید مجتبی در ۷ سالگی وارد دبستان حکیم نظامی شدسپس در مدرسه صنعتی آلمانیها در رشتهٔ مکانیک ادامهٔ تحصیل داد. آنجا را رها کرده و برای کار به آبادان رفت و در شرکت نفت به سوهانکاری مشغول شد. پس از آن به نجف رفته به فراگیری دروس دینی مشغول شد.او برای امرار معاش به ساخت و فروش عطر روی آورد.[۴] او در آنجا تحصیلات دینی خود را ادامه داد و با علامه امینی که مشغول نوشتن و جمع آوری الغدیر بود آشنا شد وی فقه و اصول و تفسیر را از استادانی چون علامه امینی، حاج آقا حسین قمی و آقا شیخ محمد تهرانی آموخت.
فعالیت سیاسی
در دورهای که در مدرسهٔ آلمانیها مشغول تحصیل بود، به سال ۱۳۱۹ در همان مدرسه تظاهراتی بر ضد کشف حجاب به راه انداخت
او که در ۱۳۲۲ در شرکت نفت آبادان، استخدام شده بود، به دنبال اغتشاش کارگران درگیری آنان با مسئولان انگلیسی و سخنرانی نواب، تحت تعقیب قرار گرفت و به نجف فرار کرد
وی در زمان دولت مصدق به مخالفت با دولت او برمی خیزد که در این میان آیت الله کاشانی نیز جانب مصدق را میگیرد و در نتیجه تا زمان پایان نخست وزیری مصدق در زندان بود.
جمعیت فدائیان اسلام
نواب صفوی، پس از آزادی از زندان، طی اعلامیهای جمعیت فدائیان اسلام را تشکیل داد. وی در این اعلامیه برادری، استقامت و اتحاد را خط کلی جنبش فدائیان اسلام؛ رسیدن به حاکمیت اسلام و قرآن را هدف اصلی جنبش؛ و شهادت و انتقام و قصاص را روش اصلی مبارزه معرفی کرد
فعالیت ها
حکم ارتداد و کشتن کسروی
در این دوران احمد کسروی مورخ و نویسنده مشروطیت، کتاب شیعیگری را نوشت و جمعیت با هماد آزادگان را تأسیس کرد. کتب ادعیه شیعه و کتب شیخ سهروردی را در دی ماه هر سال تحت عنوان «جشن کتابسوزان» آتش زد و این عمل خود را «پاکدینی» نام نهاد. کتابشیعیگری کسروی به حوزه علمیه نجف رسید. نواب آن را به علمای نجف داد .از میان علما تنهاحاج آقا حسین قمی از مراجع نجف حکم ارتداد کسروی را صادر می نماید در عین حالمجلس شورای ملی هم در نامهای به نخست وزیر خواستار توقیف فعالیتهای کسروی شد؛ اماکسروی به فعالیت خود ادامه داد.
علامه امینی درخواست نواب را برای صدور حکم ارتداد رد کرده و از او می خواهد که تنها به درسش برسد عازم ایران کردند تا کسروی را از دین ستیزی بازدارد. وی پس از چند جلسه بحث و گفتگو با کسروی، وی را عنصری بیدین یافت در نتیجه به کمک سراج انصاری، قاسم اسلامی، مهدی شریعتمداری و برخی دیگر از نویسندگان تهران «جمعیت مبارزه با بیدینی» را تشکیل داد. اما این جمعیت علیرغم تماسها و مذاکرات متعدد نتوانست کسروی را از دین ستیزی بازدارد.
با وجود این نواب صفوی پس از آنکه در آخرین دیدار خود با کسروی، توسط او و گروه مسلح همراهش تهدید شد، مصمم گردید وی را از میان بردارد. او کسروی را در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۴ در میدان حشمت الدوله تهران ترور کرد، اما کسروی زنده ماند و نواب را دستگیر و زندانی کردند. وی چندی بعد به درخواست علمای ایران و نجف پس از دو ماه، با قید کفالت آزاد گردید. کسروی قرآن سوزی خود را انکار کرد و مبلغ ۵۰ هزار ریال برای کسی که این موضوع را ثابت کند جایزه تعیین کرد
نخستین اقدام این جمعیت، کشتن موفق احمد کسروی، نویسنده و محقق ایرانی در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در ساختمان دادگستری تهران بود.
پس از ترور ناکام کسروی ، نواب کمتر در مجامع عمومی ظاهر میشد و به مبارزه خود شکل تشکیلاتی داد. در این حال سید حسین امامیمخفیانه به محافل کسروی راه یافت و در آنجا او شاهد بود که کسروی به فعالیتهای ضد شیعی خود ادامه میدهد. نواب طوماری تنظیم کرد و خواستار محاکمه کسروی به جرم توهین به مقدسات اسلامی شد. از آنجا که به رای مثبت دادگاه به نفعشان امیدی نداشتند ، تصمیم به کشتن او گرفتند. در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ سید علیمحمد امامی و سید حسین امامی به همراه نه نفر دیگر از فداییان اسلام کسروی را در کاخ دادگستری کشته است و او را به همراه منشیاش حدادپور به طرز فجیعی به قتل رساندند.
دیگر ترور ها
به دستور نواب صفوی، فدائیان اسلام، سپهبد علی رزمآرا، نخستوزیر ایران را در روز ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ کشتند. .البته در مورد جای تردید و شک بسیاری وجود دارد .محمد ترکمان در کتاب اسرار قتل رزم آراء قتل تیمسار رزمآراء را به دستور شاه و به دست یک گروهبان ارتش اعلام میکند و علت ان را اطلاع شاه از وقوع کودتا بیان می دارد
برچسب ها : نواب صفوی,فدایی,اسلام,فداییان اسلام,من او,اسلام هراسی,طالبان,
